سيد جلال مصطفوى كاشانى
448
مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )
2 - وظايف پزشك از لحاظ داشتن معلومات لازم پزشكى در بخش اول ، آنچه مربوط به روابط اخلاقى پزشك با بيماران بود اجمالا بيان كرديم و آنچه از آن شرح مستفاد مىشود ، اين است كه پزشك اصولا بايد از نظر اخلاق و رفتار در جوامع بشرى ، نمونه ، سرمشق و مظهر كاملى از معنويات باشد و در نوعپرورى مخصوصا خدمت به بيماران ، از هيچگونه فداكارى دريغ نكند ، بهطورىكه بر اثر همين فداكارىهاى خالصانه ، عامه مردم بهويژه بيماران به او ايمان و اعتقاد باطنى و واقعى پيدا كنند ، زيرا علاوه بر اينكه شرافت پزشكى چنين چيزى را قهرا ايجاب مىكند ، ايمان و اعتقاد بيماران نسبت به پزشك معالج ، بهخودىخود در پيشرفت هرگونه درمان فوقالعاده مؤثر و كارساز است . اكنون در اين بخش مىخواهيم بگوييم كه معنويت ، اخلاق و رفتار پزشك ، هر قدر هم كامل و خوب و پسنديده و مطلوب باشد ، از نظر علم اخلاق پزشكى ، به تنهايى كافى نيست و عامل دومى نيز لازم ، بلكه واجب است و آن معلومات كافى پزشكى براى درمان بيماران است . زيرا اگر طبيب ، از لحاظ اخلاقى فرشته هم باشد و شب و روز بىريا و با علاقهمندى و جديت هرچه تمامتر حتى بدون اجر ، مزد و پاداش ، به درمان بيماران بپردازد ولى معلومات لازم پزشكى را نداشته باشد و نتواند بيماران را درمان كند ، و با اشتباهات و خطاهاى خود عملا به زيان بيماران گام بردارد ، در چنين حالتى بهكلى نقض غرض مىشود و زيان چنين طبيبى بيش از سود او خواهد بود . متأسفانه اين اصل مهم در مكتب پزشكى كنونى آنطور كه بايد و شايد ، مورد توجه واقع نشده بلكه بهجرأت مىتوان گفت كه تقريبا فراموش شده است ، زيرا اگر به آن توجه مىشد حد اقل در سوگندنامه ژنو ( كه در مجمع عمومى انجمن پزشكى جهانى ، در شهر ژنو ، در سپتامبر 1948 به تصويب رسيد ) يا در مجموعه قوانين بينالمللى اخلاق پزشكى ( كه در سومين مجمع عمومى انجمن پزشكى جهانى ، در لندن ، در اكتبر 1949 تصويب شد ) ، اشارهاى به آن نيز مىكردند . حال آنكه در مكتب پزشكى قديم ، به اين اصل مهم بسيار توجه شده است و ما آن را طى مادهء پنجم از آداب و اخلاق طبيب از كتاب خلاصة الحكمه تأليف حكيم